close
تبلیغات در اینترنت
مناجات نامه
مناجات نامهنسیم دربدرم گرد راه آوردمزشب سیاه ترم رو به ماه آوردمدوباره توبه شکستم دلم پریشان شددوباره بر سـر دوشم گنــاه آوردمبه جرم خیره سری بنده را عذاب کنیدولی بدان بدنی همچو کاه آوردمدلم شکست دو چشمم دو ابر باران شدزسینه ناله ای از جنس آه آوردمدر آستان کرم شرط مسئلت فقر استتمام فقرمو رو سوی شاه آوردماگرچه لایق لطف تو نیستم امابرای جلب نگاهت نگاه آوردمهمان گدای شب جمعه ام که کاسه بدستبــه روضـه ی شـه بـی سـر پـنـاه آوردمزدند سینه ی من را به نام عشق حسیننـشــان نــوکــری بــارگــاه آوردم**************************************************************دوباره…
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
ببار حضرت باران که تشنه ی آبم
اینجا محل تبلیغات شماست...
مناجات نامه
نویسنده حسین محسنات در سه شنبه 03 مرداد 1391 | نظرات()

مناجات نامه



نسیم دربدرم گرد راه آوردم
زشب سیاه ترم رو به ماه آوردم

دوباره توبه شکستم دلم پریشان شد
دوباره بر سـر دوشم گنــاه آوردم

به جرم خیره سری بنده را عذاب کنید
ولی بدان بدنی همچو کاه آوردم

دلم شکست دو چشمم دو ابر باران شد
زسینه ناله ای از جنس آه آوردم

در آستان کرم شرط مسئلت فقر است
تمام فقرمو رو سوی شاه آوردم

اگرچه لایق لطف تو نیستم اما
برای جلب نگاهت نگاه آوردم

همان گدای شب جمعه ام که کاسه بدست
بــه روضـه ی شـه بـی سـر پـنـاه آوردم

زدند سینه ی من را به نام عشق حسین
نـشــان نــوکــری بــارگــاه آوردم



**************************************************************


دوباره سینه ی تنگم بهانه می گیرد               بیا  و  درد دلم  را دوباره  درمان  کن

بیا و نیمه شبی یا سحر گهی مولا                مرا به بزم مناجات خویش درمان کن

                                          *************

تمام عمر جوانی گذشت در غفلت                دگـر نمانـده نشانی ز پـرده ی عصـمت

فرو رفته  ترینم به ورطه ی  ظلمت                 به نور خوف و رجاء سینه ام چراغان کن

                                         *************

مسیر پر فتن و کوله بار من خالی                نمانده بهر مناجات حال و احوالی

بیا و معجزه ای کن شکاف ده دل را               گناهکار ترین را ز نو مسلمان کن

                                        *************

به اختیار خودم رو سیاه تر گشتم                 گناه کردم و هر دم تباه تر گشتم

بیا به بند اسارت به زور با اجبار                    غلام خیره سرت را غلام ایمان کن

                                        *************

اگـر اسـیر گنـاهان جام دهـم هیـهات             اگر دوباره به شیطان امان دهم هیهات

گدایت آمده با کاسه ی تهی در دست            بــرای بــار هــزارم بیــا و احـسان کـــن       


**************************************************************

امشب از عمق وجودم گله دارم از جدایی                      یوسف غریب زهرا صاحب الزمان کجایی
به روی این دل خسته غم معصیت نشسته                    توبه هایی که شکستم دل آقا رو شکسته
می دونم پیش نگاهت  دیگه  آبرو ندارم                           بهتر از همه می دونی جز تو آرزو ندارم
تو غریبی و منم بی تو در این شهر غریبم                       نقاب رو چهره های  آدما داده فریبم
تو کجایی که ببینی دل نو کرت غمینه                            اگه بین ما نباشی دنیا برزخ زمینه
توی آسمون قلبم تویی آخرین ستاره                              بدون نور حضورت روز ما هم شب تاره
قفس دنیا برامون یه حصار دلفریبه                                 کی میدونه توی دنیا یه نفر خیلی غریبه
تیشه میزنن به ریشه ولی ما تو اوج خوابیم                     با تموم ادعامون از دلت خبر نداریم
به روی ناموس شیعه میزنن ضربه سیلی                      به یاد کوچه و مادر صورتاشون شده نیلی
اگه اون روز تو سقیفه پشت مرتضی می موندن             این روزا با بی حیایی قرآنو نمی سوزوندن
میدونم یه صبح جمعه میرسی با تیغ حیدر                     انتقام این روزا رو می گیری زآل خیبر
آقا جون بیا که خون علی اصغر رو زمینه                        شافع این دل خسته پسر ام البنینه
دو تا حسرت تو دلا مون می کشه شیعه رو آخر             یه کفن برا حسین و یه حرم برای مادر
قسمت می دم به زهرا که منو تنها  نذاری                      تو مسیر انتظارت عاشقت رو جا نذا ری
از تو اوج  آسمونا به زمین ما نگاه کن                              میون این همه آدم بی قرارا تو  سوا کن
می زنم صدات اقا جون تا که از سفر بیایی                     می خونم تا زنده هستم صاحب الزمان کجایی



*********************************************************************



ارباب لحظه ها به ما رحم کن بیا
شد قلب ما سیاه به ما رحم کن بیا
 
گویییم یک صدا در این محفل عزا
ای معدن سخا به ما رحم کن بیا

آقـا توی کـریــم کــرم کــار اولیــا
ما هم همه گدا به ما رحم کن بیا

فقر گرسنگی دو رنگی ستم بلا
شد حل و روز ما به ما رحم کن بیا

از ظلم ظالمان و ستم های اشقیا
ما را بکن رها به ما رحم کن بیا

بر درد انتظار در این سینه های ما
تنها تویی دوا به ما رحم کن بیا

آقا تو را به خون شهیدان کربلا
آن سر بریده ها به ما رحم کن بیا
 
بر پا شده درفش سیاه ماه روضه ها
حی علی العزا به ما رحم کن بیا



******************************************************************


ای صبا تازه ات خبر نرسید
شام تار مرا سحر نرسید

شد زمین تنگ آسمان دلگیر
پس چرا یوسف از سفر نرسید

سالها رفت و عمر ها طی شد
چشم ما جلوه ای زیار ندید

عارفان بهر یک نظر دیدن
دیده کردند در ره تو سفید

من که قلبم سیاه وتاریک است
می شود این چنین شما را دید؟

نورش از پشت ابر میتابد
بر جهانی که دارد این امید
 
روزی از راه می رسد منجی
پرتو ای از چهارده خورشید

می رسد اخرین ولی خدا
بر ولایت نگین مروارید

آن که هر صبح و شام می خواند
روضه ی کربلا و ظلم یزید

روضه ی علقمه دو دست جدا
لحظه ای را که قد شاه خمید

روضه ی گریه های یک بابا
آن طرف لشکری که می خندید

روضه ی تازیانه و طفلان
سر  بی معجر و نگاه پلید

آن که در پیش دیده ی زینب
سر ارباب را زپشت برید

باز میبیند این تجسم را
باز آهی زسوز سینه کشید

رفت با کاروان به کوفه و شام
اشک خون از دو چشم باز چکید

می رسد لحظه ی علمداری
لحظه ی انتقام و عید سعید

منتقم بر زمین فتا ده علم
باید آن را دوباره بر پا دید

پس نشان ده نشان بازو را
گشت باطل خموش وحق بدمید

در جوانی فراغ پیرم کرد
دلربا رحم کن به موی سپید

دوستی با تو سهم خوبان است
دل  ما  پا  برهنه  باز  پرید

آرزو بر جوان نباشد عیب
کاش گردم کنار یار شهید


***************************************************************


منم همون بنده ای که یه عمریه از تو دورم                گناه داده فریبم گرفته فهم و شعورم
منم همون بنده ای که زمزمه بر لب ندارم                 دلم سیاه سیاهه ناله ی یا رب ندارم
گذشت عمر جوانی منم که بودم فراری                    چیزی بدستم نیامد بغیر مستی و خواری
تو مالک عرش اعلی تو پادشاه زمینی                     تو صاحب جنه و نار تو ارحم الراحمینی
اگه گناهم زیاده به وسعت ریگ صحرا                       امید دارم ببخشی من از تو دارم تمنا
نماز و آه شبانه  دعا و ذکر و مناجات                        نصیب ما هم بگردان گشاده کن درب حاجات
نصیب ما هم بگردان روزای بی معصیت را                 که روز عید است با رب برای ما رو سیا ها
به رو سیاهت عطا کن مزار ارباب بی سر                 یه اسلام علیک پایین پاهای اکبر
به رو سیاهت عطا کن گریه هرصبح وهرشب              اشک امام زمانی برای غم های زینب


شاعر:حسین محسنات

تعداد بازديد : 641
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir