رمــضــــــــان آمــــــــــدسلام بر ماه مناجاتنسیم دربدرم گرد راه آوردمزشب سیاه ترم رو به ماه آوردمدوباره توبه شکستم دلم پریشان شددوباره بر سـر دوشم گنــاه آوردمبه جرم خیره سری بنده را عذاب کنیدولی بدان بدنی همچو کاه آوردمدلم شکست دو چشمم دو ابر باران شدزسینه ناله ای از جنس آه آوردمدر آستان کرم شرط مسئلت فقر استتمام فقرم و رو سوی شاه آوردماگرچه لایق لطف تو نیستم امابرای جلب نگاهت نگاه آوردمهمان گدای شب جمعه ام که کاسه بدستبــه روضـه ی شـه بـی سـر پـنـاه آوردمزدند سینه ی من را به نام عشق حسیننـشــان…
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
ببار حضرت باران که تشنه ی آبم
اینجا محل تبلیغات شماست...
سلام بر ماه مناجات
نویسنده حسین محسنات در شنبه 15 تير 1392 | نظرات()

رمــضــــــــان آمــــــــــد

سلام بر ماه مناجات

نسیم دربدرم گرد راه آوردم
زشب سیاه ترم رو به ماه آوردم

دوباره توبه شکستم دلم پریشان شد
دوباره بر سـر دوشم گنــاه آوردم

به جرم خیره سری بنده را عذاب کنید
ولی بدان بدنی همچو کاه آوردم

دلم شکست دو چشمم دو ابر باران شد
زسینه ناله ای از جنس آه آوردم

در آستان کرم شرط مسئلت فقر است
تمام فقرم و رو سوی شاه آوردم

اگرچه لایق لطف تو نیستم اما
برای جلب نگاهت نگاه آوردم

همان گدای شب جمعه ام که کاسه بدست
بــه روضـه ی شـه بـی سـر پـنـاه آوردم

زدند سینه ی من را به نام عشق حسین
نـشــان نــوکــری بــارگــاه آوردم

شعر از حسین محسنات

تعداد بازديد : 684
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir