close
تبلیغات در اینترنت
اشعار آئینی (حسین محسنات) - 4
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
ببار حضرت باران که تشنه ی آبم
اینجا محل تبلیغات شماست...
مسلمانم ولی محدود در عنوان ایرانم
نویسنده حسین محسنات در دوشنبه 06 مرداد 1393 | نظرات()
شهادت میدهم چیزی ز دینداری نمی دانم
و گاهی غرق تردیدم که آیا یک مسلمانم ؟

مسلمان نیست هرکس بی خبر باشد ز هم کیشش
حدیثی خوانده ام اینگونه سرگردان و حیرانم

دلم از آه مظلومی ، نمی سوزد ، نمی لرزد
خدایا تازه فهمیدم ، پر از جهل است ایمانم

من آنم که نمی بیند زبیر و طلحه ی خود را
ولی در ادعایم بوذر و عمار و سلمانم


گهی هستم ز هرچه انقلابی انقلابی تر
و گاهی فتنه ای می سازم و بعدش پشیمانم

نکرده این نماز روبروی کعبه آبادم
نکرده مسجد الاقصی ویران گشته ویرانم

شده هر روز این دنیا شبیه روز عاشورا
ولی من روضه را تنها برای گریه می خوانم

غروب سرخ سوریه ، خسوف خون سامرّا
و حتی غربت غزه نیاورده به لب جانم
به چشم خویش میبینم به خاک و خون کشیدن را
سحر می سوزم و افطار عبد سفره ی نانم

رسیده ناله ی هل معین مهدی زهرا
ولی من در هوای ملک ری سر در گریبانم

نگاه من نمی بیند مسلمانان عالم را
مسلمانم ولی محدود در عنوان ایرانم

مکرر امت اسلام واحد را نشان داد و
مکرر سوخت ، من شرمنده ی پیر جمارانم

چه زیبا گفت از مرگ یهود و موج بیداری
همان موج خروشانی که من یک قطره از آنم

شده عالم پر از فریاد ، طغیان کرده استبداد
ولی در این همه غوغا سکوت افتاده در جانم

جهان در پیچ تاریخیست، من در پیچ گمراهی
نمی دانم که با حقم و یا در حزب شیطانم

پر از تردید و عصیانم، از این شک ها فراوانم
خداوندا علاجم کن ، ز فرجامم هراسانم

سرودم شعر تلخی شرح یک انسان بی سامان
سرودم دردها را تا بدانی فکر درمانم

 شنیدی اعترافم را ولی یک راست میگویم
که با این حال زارم ، عبد سلطان خراسانم

گهی تند و گهی آهسته ام اما خدا داند
اگر سید علی فرمان دهد مانند طوفانم
خدا گفته است حجم با برائت میشود کامل
کمال روزه ام را لعن اسرائیل می دانم

اگرچه دیر می گویم، پر از تکبیر می گویم 
منم سرباز و روز جمعه قدس است میدانم

تعداد بازديد : 456
غزه اینبار دگر دوزخ اسرائیل است
نویسنده حسین محسنات در سه شنبه 24 تير 1393 | نظرات()

وقت گل کردن خون شهدا نزدیک است

سوره فتح بخوان ، بیت خدا نزدیک است


قبله تا قبله ، دگر تا به حرم راهی نیست

سعی بسیار نمائید ، صفا نزدیک است


باز خون در رگ اسلام بجوش آمده است

وقت جنگ است بیا خیبر ما نزدیک است


غزه اینبار دگر دوزخ اسرائیل است

ای شیاطین زمان ، روز فنا نزدیک است


صبر کن ضربه ی شمشیر دو دم در راه است

روز نابودی  ابن الطلقا نزدیک است

.

.

.

وقت ویران شدن مسجد الاقصی دیدم

چقدر تا به خطر ، کرب و بلا نزدیک است


تیغ بردار که ارباب سپر میخواهد

گوش کن صوت اذان است صدا نزدیک است


باز هم فصل زهیری شدن آغاز شدست

یا علی ، درگه ایوان طلا نزدیک است


تعداد بازديد : 1424
جاده ی کرب و بلا بسته شود میمیرم
نویسنده حسین محسنات در پنجشنبه 19 تير 1393 | نظرات()

چند روزیست که با خلوت خود درگیرم

آه ، از لذت پوشالی دنیا سیرم

چقدر دلهره دارم ، چقدر میترسم

جاده ی کرب و بلا بسته شود میمیرم

تعداد بازديد : 273
من هرچه دارم ربنا مال خودم نیست
نویسنده حسین محسنات در سه شنبه 17 تير 1393 | نظرات()
من هرچه دارم ربنا مال خودم نیست
هستی من سر تا به پا مال خودم نیست

در ملک استیجاری دنیا امیرم
شاهم ولیکن مالها مال خودم نیست

آنقدر ای مولا تهی دستم که حتی
این لفظ من هستم گدا مال خودم نیست

این کاسه و رخت گدایی نه فراتر
این چشم و گوش و دست و پا مال خودم نیست

این گریه ها این ناله ها این استغاثه
این حس و حال التجا مال خودم نیست

تو روی لبهایم نهادی ذکر یا رب
یعنی همین ذکر دعا مال خودم نیست

یک عمر در غفلت تو را عصیان نمودم
با عضو عضوی که خدا مال خودم نیست

در وقت بیماری نشانم دادی ای دوست
جانی که دارم بی شما مال خودم نیست

جان است با ارزش ترین مالم که آن هم
شد نذر شاه سرجدا مال خودم نیست

این سینه ی تاریک من وقتی نباشد
ایوان صحن کربلا مال خودم نیست

راحت بگویم سر اگر از تن نیفتد
پای سر بر نیزه ها مال خودم نیست

تعداد بازديد : 303
به خود گفتم مسلمانند این قوم
نویسنده حسین محسنات در سه شنبه 17 تير 1393 | نظرات()


به خود گفتم مسلمانند این قوم

تو یک طفلی و انسانند این قوم

چه دانستم برای ناله هایت

دوای حرمله دارند این قوم


سه شعبه هستی یا شمشیر ای تیر

مرا با کودکم کردی زمین گیر

چنان سیراب کردی اصغرم را

در این ششماهگی افتاد از شیر


زدی آتش به مغز استخوانم

دوباره گریه کن ای بی زبانم

چه آورده به روزت این سه شعبه

که با ضربش چنین دادی تکانم


غم این قافله پایان ندارد

از این پس مادرت سامان ندارد

زده بیرون نوک تیر از دهانت

که گفته کودکم دندان ندارد


پریشانم عزیزم بی قرارم

گره افتاده بابا جان به کارم

نشسته مادرت چشم انتظارت

ولی من روی برگشتن ندارم


تعداد بازديد : 225
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir